ستاره شب

ستاره ای در شب های تاریک زندگی، امیدی برای ادامه راه زندگی

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم ...

پدر ، می‌بخشد بی‌دریغ و دوست‌می‌دارد بی‌چشمداشت پدر ، کار می‌کند آن‌گونه که شمع می‌‌سوزد او در تب و تاب ، خود را آب می‌کند تا که گرما و روشنی به من و شما ببخشد تنها خداست که به خلوت و تنهایی پدران راه دارد تنها خداست که می‌داند پدران چه می‌کشند و چه‌ها در دل دارند پدران حضوری سبکبال دارند ، به چشم نمی‌آیند و آن‌گاه که دیگر نیستند ، جای‌شان چه‌قدر خالی‌ست . . . جای خالی پدران را با هیچ‌چیز نمی‌توان پرکرد پدر ، همان روحی‌ست که خداوند به کالبد خاکی زندگی دمیده است زندگی اگر زنده است ، دلی...
30 مهر 1391

شروع سفر...

این اولین سفر 3 نفری ماست که تو عزیز دل در کنار ما هستی. شاید اصلا ندانی سفر یعنی چه اما بدون شک از تجربه های آن لذت خواهی برد...   ...
24 مهر 1391

به پاس تمام خوبیهایتان بهترینها را برایتان آرزو میکنم ...

با سلام و تشکر خدمت تمامی دوستان عزیز و مامانای مهربونی که به کیمیا جون ابراز محبت داشته اند و روز تولدش را بهش تبریک گقته اند. وقتی پیغام هایتان را دیدم خیلی خوشحال شدم. امروز با شکوهترین روز هست روزی که آفریدگار کیمیای عزیز را به من هدیه داد. مطمئن هستم همه شما مامانا این جمله را به خوبی درک می کنید چون شما هم مثل من ستاره های قشنگی دارین که به زندگی تون رنگ داده. به پاس تمام خوبیهایتان بهترینها را برایتان آرزو میکنم .   ...
24 مهر 1391

خودت را به ماسه ها بسپر،

وقتی به  دریا رفتی،فقط به امواج نگاه نکن   وقتی  پاهایت را در آب قرار دادی فقط به سردی آن توجه نکن وقتی  صدفها رادر زیر پایت لمس کردی به تیزی آن توجه نکن امواج را بشکن،مگذار ماهیها از تو پیشی بگیرند خود را به دریا بسپر، وقتی آب دریا را خوردی نترس از اینکه بیمار شوی چون دریا خود مرهم است. حالا به ساحل بیا خودت را به ما سه ها بسپر، بر روی شنها رها شو نتزس از اینکه لباسهایت کثیف شود از نیش حشرات نترس،چشمانت را به آسمان بدوز،به آن سقف بلند و دستانت را بر روی ماسه ها بکش، سردی ماسه ها را به جان بخر و پاکی آسمان را، و بگو خدایا دوستت دارم به خا...
24 مهر 1391

چشم هايت جادويم ميكند

عطر خواستن تو   از تمام جانم فرّار شده.... انگار چشم هايت جادويم ميكند. تو آرامش مني .. باغ، گل کنار ِچشم های تو ،بی طراوت است...   تو از بس برای من عزیزی !   خودم را فراموش کرده ام ...   چاوکم...   تو کودکی های منی یا کودکی های پدرت ؟   تو کدام مایی ؟   که انقدر دلنشین و دلبرانه ای !   فدای تو تمام  لحظه های من.   چاوکم...         ...
24 مهر 1391

اینها فقط سهم من اند

  لبخندها یت را می گذارم توی یک صندوقچه صندوقچه ای که فقط چیزهای نابم را تویش می گذارم این لبخندها، به پاکی نگاه تو هستند حیف است نصیب دیگران شوند... ببین .. اینها فقط سهم من اند... سهم من ...         ...
24 مهر 1391

تو مثل بهانه اي

تو مثل بهانه اي تو مثل بهاري تو مثل تمام هر چه تا به حال داشتم نيستي جدايي از تمام آنچه منظور من است... تو بهترين حسّي... صورتي دخترانه اي با تمام دلبري ... با تمام قصه هاي دلبرانه كه پيش ترها مادرم براي كودكي هايم تعريف ميكرد... هنوز نميداني چقدر ميخواهمت هنوز نمفهمي كه اينجا كه من ايستاده ام كجاست ... زندگي كن بهانه ي قشنگ من براي عاشقي زندگي كن و آرام آرام بزرگ شو مطمئنم تو از بهار هم تازه تري تو از هفت سين شب عيد هم زيبا تري ...
24 مهر 1391

بهار با آمدن تو برایم جاودانه خواهد شد...

  تو از نژاد مني و... از نژاد مردي كه دوستش دارم بي دليل آري گفتم بي دليل دوست داشتن كه دليل نميخواهد نازكم تو از نژاد مايي به احترامِ تو نماز عاطفه ميخوانم. براي خاطره هايم تعريف خواهم كرد كه تو چقدر سرشار از من و پدرت هستي.     بهار با آمدن تو در ذهن من جاودان خواهد شد. ...
24 مهر 1391

به خاطر تو

به خاطر تو هم شده هميشه آبي مي مانم به خاطرِتو هم شده تمامِ روزهاي بعد از اين مهربانتر خواهم شد ... ...
24 مهر 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ستاره شب می باشد