ستاره شب

ستاره ای در شب های تاریک زندگی، امیدی برای ادامه راه زندگی

آشپزی کودکانه...

حالا که بزرگ شدی دیگه نمی شه قانعت کرد که نباید نزدیک هر چیزی بشی، اینم از تجربیات آشپزی شما...           ...
3 آبان 1391

سرگرمی های تازه

چند روز پیش وقتی خاله مرضیه جون کیمیا اومده بود خونه ما، به کیمیا یاد داد چه طوری کالسکه عروسکشو لالایی کنه... حالا هر روز دوست داره یک عروسک بذاره تو کالسکه و ساعت ها باهاش بچرخه و لالاش کنه...       اینم از تخم مرغ هایی است که تو رو حسابی سرگرم می کنه. اما بدیش اینه که وقتی در یخچال رو باز می کنم و می خوام تخم مرغ بردارم، تو فکر می کنی که اینا هم همون تخم مرغ های خودتن و می خوای باهاشون بازی کنی، پرت کنیشون و بشکنی... و ما اصلاً نمی تونیم تو رو قانع کنیم...   ...
3 آبان 1391

سرک کشیدن...

دیگه نمی شه چیزی رو از دیدت پنهون نگه داشت...می خوای همه جا سرک بکشی و کشف کنی و به هم بریزی...اینم از شیطنت های کودکانه ات است...عزیزم چه زود داری بزرگ می شی....           ...
3 آبان 1391

سلام عزیز دل مادر...

فدای مهربونی هات... دلم برات تنگ شده بود... گفتم سری به عکسات بزنم  تفعلی به فال حافظ بزنم  دعای امروزو برات پیدا کنم  خلاصشو برات بگم، برم تو ذهنمو تو رو اینجا تصورت کنم آخه مامان، الان سر کار  نمی تونه تو رو کنارش بیاره  اما اصلاً غصه نخور  ظهر که اومد، با سر می آم  می آم تو رو ببینمو کنار تو بشینمو با تو د در، دو دور کنم  آخه هنوز نمی تونی، زبون ما حرف بزنی... کوچولویی، نمی تونی لفظ قلم حرف بزنی... اینجا دلم پیش شماست  فقط بذار اینو بگم... یادت باشه دوست دارم... یادت نره عاشقتم...یادت باشه عمر منی...
3 آبان 1391

پدر ، باران است

پ در ، ب اران است و مادر ، خاک حاصلخیز ! و زندگی با وجود این دو موجود ِ همزاد است که سبز  سبز و آبی  آبی ست....   ...
2 آبان 1391

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم ...

پدر ، می‌بخشد بی‌دریغ و دوست‌می‌دارد بی‌چشمداشت پدر ، کار می‌کند آن‌گونه که شمع می‌‌سوزد او در تب و تاب ، خود را آب می‌کند تا که گرما و روشنی به من و شما ببخشد تنها خداست که به خلوت و تنهایی پدران راه دارد تنها خداست که می‌داند پدران چه می‌کشند و چه‌ها در دل دارند پدران حضوری سبکبال دارند ، به چشم نمی‌آیند و آن‌گاه که دیگر نیستند ، جای‌شان چه‌قدر خالی‌ست . . . جای خالی پدران را با هیچ‌چیز نمی‌توان پرکرد پدر ، همان روحی‌ست که خداوند به کالبد خاکی زندگی دمیده است زندگی اگر زنده است ، دلی...
30 مهر 1391

شروع سفر...

این اولین سفر 3 نفری ماست که تو عزیز دل در کنار ما هستی. شاید اصلا ندانی سفر یعنی چه اما بدون شک از تجربه های آن لذت خواهی برد...   ...
24 مهر 1391

به پاس تمام خوبیهایتان بهترینها را برایتان آرزو میکنم ...

با سلام و تشکر خدمت تمامی دوستان عزیز و مامانای مهربونی که به کیمیا جون ابراز محبت داشته اند و روز تولدش را بهش تبریک گقته اند. وقتی پیغام هایتان را دیدم خیلی خوشحال شدم. امروز با شکوهترین روز هست روزی که آفریدگار کیمیای عزیز را به من هدیه داد. مطمئن هستم همه شما مامانا این جمله را به خوبی درک می کنید چون شما هم مثل من ستاره های قشنگی دارین که به زندگی تون رنگ داده. به پاس تمام خوبیهایتان بهترینها را برایتان آرزو میکنم .   ...
24 مهر 1391

خودت را به ماسه ها بسپر،

وقتی به  دریا رفتی،فقط به امواج نگاه نکن   وقتی  پاهایت را در آب قرار دادی فقط به سردی آن توجه نکن وقتی  صدفها رادر زیر پایت لمس کردی به تیزی آن توجه نکن امواج را بشکن،مگذار ماهیها از تو پیشی بگیرند خود را به دریا بسپر، وقتی آب دریا را خوردی نترس از اینکه بیمار شوی چون دریا خود مرهم است. حالا به ساحل بیا خودت را به ما سه ها بسپر، بر روی شنها رها شو نتزس از اینکه لباسهایت کثیف شود از نیش حشرات نترس،چشمانت را به آسمان بدوز،به آن سقف بلند و دستانت را بر روی ماسه ها بکش، سردی ماسه ها را به جان بخر و پاکی آسمان را، و بگو خدایا دوستت دارم به خا...
24 مهر 1391

چشم هايت جادويم ميكند

عطر خواستن تو   از تمام جانم فرّار شده.... انگار چشم هايت جادويم ميكند. تو آرامش مني .. باغ، گل کنار ِچشم های تو ،بی طراوت است...   تو از بس برای من عزیزی !   خودم را فراموش کرده ام ...   چاوکم...   تو کودکی های منی یا کودکی های پدرت ؟   تو کدام مایی ؟   که انقدر دلنشین و دلبرانه ای !   فدای تو تمام  لحظه های من.   چاوکم...         ...
24 مهر 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ستاره شب می باشد